تبليغاتX
بدون شرح ....!!!

ebyzebel

edy

ebyzebel

http://ebyzebel.blogfa.com

بدون شرح ....!!!

بدون شرح ....!!!

بدون شرح ....!!!

سلام خوش اومدی عزیز ببینو حال کن.....

بدون شرح ....!!!

قالب رایگان برای وبلاگ » تیم طراحان حرفه ای قالب وبلاگ
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو مطالب
Search :
فهرست کاربري
نام :
رمز :
درباره وب
لينک دوستان
تبليغات متني

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.


مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.


قالب وبلاگ قالب وبلاگ رايگان براي: بلاگفا، پرشين بلاگ

آخرين مطالب
» انواع گدا (حتماَ ببینید)(عکس)
» i!i!i!i!i!i!i!iiعکس از سوتی های باحال (فوق العاده جالب)i!i!i!i!i!i!i!i
» مشاهده زنده كره ماه از طریق گوگل
» کدهاي موزيک ........
» اس ام اس
» شهری روی آب
» شاهکار ها........
» کاش می شد ...؟
» مقایسه دخترها و پسرها :
» عشق، از ديد دبيران



انواع گدا (حتماَ ببینید)(عکس)









i!i!i!i!i!i!i!iiعکس از سوتی های باحال (فوق العاده جالب)i!i!i!i!i!i!i!i


عکس از سوتی های باحال......






































و از همه باحال تر به نظر من اينه : ( خداييش خيلي باحاله كلي خنديدم)




مشاهده زنده كره ماه از طریق گوگل

کدهاي موزيک ........

منبع: دانلودستان مينوس      www.minos.ir

1-وقت رفتن (حميد عسکري) :

2-بي وفا (مجيد خراطها):

3-موزيک فيلم desperado :

۴-موزيک فيلم گلادياتور:

5-موزيک فيلم god father:

۶-دونه دونه (منصور):

7-موزيک فيلم ميوه ممنوعه:

8-چگونه (راد):

9-سلام آخر (خواجه اميري):

10-موزيک بيکلام  secret garden :

 

اس ام اس


 

 

لره و ترکه شطرنج بازی میکردن - شاه دغ مرگ میشه !!!

 

زندگی سه تا پیچ داره

تولد

عشق

مرگ

سر پیچ دوم منتظرم باش تا پیچ سوم همراهیت کنم

 

سنگینی باری که خدا بر دوش ما میگذارد انقدر زیاد نیست که کمرمان را خرد کند

انقدر است که ما را برای دعا به زانو دراورد

 

 

ای اس ام اس برو پیش اونی که دارم بهش فکر می کنم

.

.

.

.

.

.

.

.

.

یه دونه بزن تو سرش برگرد بیا با هم بهش بخندیم

 

.

.

.

.

.

.

.

شستت حال اومد؟؟؟؟

اون چیه که از گل بهتره، از حوری قشنگ تره، از دنیا با ارزش تره، از فرشته پاک تره؟

.

.

.

واقعا که!

.

.

.

تو هنوز منو نشناختی؟؟؟؟

 

 

 

در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29. روز 22 اسفند

 یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد

 

!از خدا پول خواستم بانک داد

درخت خواستم جنگل داد

اتاق خواستم خونه داد

حالا میترسم تورو بخوام بهم یه گله گوسفند بده!!!

 

--
سلام
.
.
.
.
.
.
چیه دنبال من راه افتادی؟؟؟


حالا خوبه فقط یه سلام کردیم !!

--

همه ی وجود سرمو رو شونه ی مهربونه تو میذارم و یواشکی دماغمو با لباست پاک

میکنم !!

--

اگه گفتی پنج شنبه شب بعد ساعت 12 چی میشه ؟
.
.
.
.
.
.
خوب معلومه دیگه جمعه میشه خنگ خدا !

--

.
.
.
.
.
.
.
.
اون نرده ها رو زدن تا
گوسفندا نیان این طرف، تو چطوری اومدی ؟

--

ترکه می ره دانشگاه به 2 دلیل می فهمن ترکه

۱:سامسونتش رو می ذاشت تو زنبیل

2:وقتی استاد تخته رو پاک می کرد اونم دفترش رو پاک می کرد

--

اون چیه که ماست میریزن توش بعدشم باهاش شلیک میکنن؟


خوب معلومه دیگه تفنگ! ماست هم نکته ی انحرافی بود !

--

یه روز یارو سوار هواپیما می شه،یهو هواپیما سقوط می کنه.

.. . . . این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمی کنه!

--

 


اس ام اس و جوک از همه چی ۲
هنگام سحر، خروسی بالای درخت شروع به خواندن کرد و روباهی که از آن حوالی می گذشت به او نزدیک شد.
روباه گفت: تو که به این خوبی اذان می گویی، بیا پایین ب هم به جماعت نماز بخوانیم.
خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پیشنماز پای درخت خوابیده و به شیری که آنجا خوابیده بود، اشاره کرد.
شیر به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت.
خروس گفت مگر نمی خواستی نماز بخوانیم؟ پس کجا می روی؟
روباه پاسخ داد: می روم تجدید وضو می کنم و برمی گردم!
*********************************************
قاضی دادگاه، آدم شیادی که مال مردم را بالا می کشید محکوم کرد که روی الاغ سوار کنند و در همه جای شهر بگردانند و جار بزنند که او آدم کلاشی است و کسی به او پول ندهد.
در پایان روز صاحب الاغ از او کرایه خواست.
یارو با پوزخند گفت: مرد حسابی! خودت از صبح تا حالا داری فریاد می زنی که من پول مردم را بالا می کشم، حالا با چه امیدی از بنده کرایه الاغت را مطالبه می کنی؟!
*********************************************
شخصی که خیلی ادعای پهلوانی می کرد رفته بود خون بده. وقتی کیسه خون را آوردند که خونش را بگیرند.
به پرستار گفت: آبجی! کیسه چیه؟ لوله بیار که به همه خون برسه.
ولی بعد از اینکه یک کیسه خون داد از حال رفت و 4 تا کیسه خون بهش زدند تا به هوش بیاد.
وقتی به هوش آمد، بدون اینکه به روی خودش بیاره به پرستار گفت: دیگه کسی خون نمیخواد؟!
*********************************************
می گویند یک روز جرج بوش با لباس غواصی به عمق 200 متری اقیانوس رفته بود.
یک کوسه به طرفش آمد و از او پرسید: ببخشید! شما آقای بوش رئیس جمهور آمریکا هستید؟
بوش با تعجب پاسخ داد: آره، ولی تو از کجا مرا شناختی؟
کوسه خندید و گفت: آخه دیدم به جای کپسول اکسیژن، کپسول آتش نشانی به پشتت بسته ای!!
*********************************************
به شخصی گفتند: زود باش زود باش جشن عروسی شروع شده.
گفت: به من چه؟
به او گفتند: عروسی پسر خودت است.
طرف به یارو گفت: پس به تو چه؟!
*********************************************
دو تا آفریقایی با یه نفر سومی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه.
بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن.
آفریقایی میگه: منو سفید کن.
تا اینو میگه سومی میزنه زیر خنده آفریقایی میگه: چیه برای چی میخندی؟
سومی گفت: همینجوری.
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن .
دوباره سومی میزنه زیر خنده .
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
سومی باز گفت: همینجوری.
نوبت سومی میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای .
سومی میگه: این دوتا رو سیاه کن.
*********************************************
یه روز یکی می خواسته سوار آسانسور بشه میبینه اونجا نوشته: ظرفیت 12 نفر.
میگه: ای وای خدا! حالا اون 11 نفر رو از کجا بیارم!؟
*********************************************
یارو به شاگردش میگه: قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه یا نه.
شاگرد میره عقب ماشین، میگه: کار میکنه، کار نَمیکنه، کار میکنه، کار نَمیکنه...!
*********************************************
مسافر به مدیر هتل: "آقا اتاق من پر از مگس است!"
مدیر هتل:"نگران نباشید یک ساعت دیگر وقت ناهار است همه ی آنها به رستوران هتل می آیند."
*********************************************
گدا: آقا تو رو خدا به من هزار تومن بدین برم ناهار بخورم.
یارو: پول نمیدم، ولی بیا بریم برات یه پرس غذا بگیرم.
گدا: نه نخواستم، امروز واسه هزار تومن تا حالا شیش بار ناهار خوردم!
*********************************************
معلم تاریخ: آهای… تو که با اون قد بلندت ته کلاس وایسادی و بر و بر منو نگاه میکنی بگو ببینم اسکندر مقدونی کی بود؟
طرف: نمیدونم.
معلم تاریخ: کی ناصرالدین شاه را کشت؟
طرف: نمیدونم.
معلم تاریخ: پس تو با این وضعت چطوری میخوای امتحان تاریخ بدی؟
طرف: من که نمیخوام امتحان بدم من اومدم بخاری کلاس را تعمیر کنم.
*********************************************
یه دهاتیه پا میشه میاد تهرون میره سوار تاکسی میشه میگه در بست. راننده هم قبول میکنه.
وقتی میاد پیاده شه یه ده تومنی میزاره کف دست راننده و میره.
راننده داد میزنه: آقا…بقیه ش؟؟؟
دهاتیه میگه: بقیه ش مال خودت!!!
*********************************************
یارو تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، یارو میگه: بچه ها در رین صاحابش اومد!
*********************************************
وسط شهر یه چاهی بوده، ‌هی ملت می‌افتادن توش، ‌زخم و می‌شدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگذار می‌کنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن.
یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس می‌گذاریم بغل این چاه، ‌هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا می‌کشن..آفرین!
یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید!‌ آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چی‌کار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی سر حال می شن، کف می‌زنن سوت می‌کشن، که ایول بابا تو چه مخی داری!‌
یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ مردم تعجب می‌کنن،‌ میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر می‌کنیم، میریم نزدیک همه بیمارستانها یک چاههای زیادی حفر می کنیم!
*********************************************
روزی ملا به در خانه ی همسایه رفت و از او درخواست یک دیگ را نمود. همسایه ظرف را داد.
بعد از چند روز بعد ملا دیگ را به همراه یک دیگچه آورد.
همسایه با تعجب پرسید که دیگچه دیگر چیست؟
ملا پاسخ داد که دیگ یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی پذیرفت.
چند روز بعد دوباره ملا دیگ را درخواست کرد همسایه به امید زاییدن دیگ، دیگ را به او داد و مدتی گذشت و ملا دیگ را نیاورد.
همسایه برای دریافت دیگ خود را به در خانه ی ملا رسانید و دیگ خود را درخواست کرد.
اما ملا با گریه پاسخ داد که دیگ مُرد.
همسایه با تعجب پرسید مگر دیگ می میرد؟
ملا گفت: این بار هم مانند بار قبل دیگ در حال زاییدن بود که سر زا مرد!!!!!!
*********************************************
یک روز یکی دو تا دزد می گیره زنگ می زنه به 220
*********************************************
غضنفر داروخونه داشته، یک روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کش جدید رسید.
بعد یک مدت یکی میاد تو داروخونه میگه: ببخشید، جریان این سوسک‌ کش جدید چیه! این خونه ما رو سوسک گرفته!
غضنفر میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه شما این دارو رو میریزید تو یک قطره چکون، بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن .
یارو میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا می‌کشیمشون.
غضنفر میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ازون راهم میشه !!
********************************


شهری روی آب
http://www.dl4pc.com/iramail/Keshty/1.jpg

شاهکار ها........

شاهکار یک مهندس ساختمان !!!

 


کاش می شد ...؟
کاش می شد با هم وتنهانباشیم

کاشم می شد از نسل انها هم نباشیم

کاش می شد پاکی مریم همیشه

درتنت بودو ولی با هم ن


 
باشیم

مقایسه دخترها و پسرها :

     مقایسه دخترها  و  پسرها  :

siamak2fun

siamak2fun

siamak2fun

siamak2fun

برای دیدن به ادامه مطلب برید 

نظر چرا نمیزارین دیگه!؟هاااا!


عشق، از ديد دبيران

 

عشق، از ديد دبيران :

دبير شيمي:

 عشق، تنها اسيدي است كه در قلب فوري اثر مي كند

دبير فيزيك:

 عشق، مانند آهن ربايي است كه معشوق را به طرف خود جذب مي كند

دبير ورزش :

عشق، يك توپ فوتبالي است كه به دروازه هر قلبي اصابت مي كند

دبير تاريخ :

عشق، تنها واقعه اي است كه حادثه اي عظيم را براي ابد در قلب آدمها به جا مي گذارد

دبير بينش :

عشق يك موهبت الهي است كه از طرف خداوند براي بندگانش فرستاده شده است

دبير زيست :

عشق، تنها ميكروبي است كه وارد بدن آدمي شده و در قلب او جايگزين مي شود

دبير عربي :

عشق، تنها فعلي است كه نيازي به صرف كردن و معني كردن آن نيست


............!!!!!
 
 
Image hosted by allyoucanupload.com
 
 
Image hosted by allyoucanupload.com
 
 

خراب رفیق!!

 

خراب رفیق!!

 

 

حمل گوشت بهداشتی

 


اس ام اس های توووپ و جديد
میشه..... (مهم اینه که امروز دوستت دارم) مهم نیست فرداکجامیری... (مهم اینه که هرجاباشی دوستت دارم) مهم نیست تا ابد باهم باشیم (مهم اینه که تاابددوستت دارم) مهم نیست قسمت چیه (مهم اینه که قسمت شد دوستت دارم)
 ----------------------------------------------------
آدم عزیزانشو فراموش نمیکنه بلکه به ندیدنشون عادت میکنه.....تقدیم به کسی که عادت به ندیدنش مثل فراموش کردنش غیرممکنه
هر چقدر كه تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوستت دارم...
چون اين جوري اگه دوستم نداشته باشي من يه دونه دوستت دارم.
 
دو تا آدم برفي دو طرف رودخونه عاشق هم ميشن
از آتيش عشق همديگه آب ميشن تا بلكه وسط رودخونه به هم برسن...
ستاره ها را هر شب مي بينم با اينكه دورند. تو را در روز هم نمي بينم. كاش ستاره بودي...

************ **
تو مرا مي فهمي... من تو را مي خواهم و همين ساده ترين قصه ي يك انسان است.
تو مرا مي خواني من تو را ناب ترين شعر زمان مي دانم و تو هم مي داني تا ابد در دل من خواهي ماند.
 
 

آن که می گوید دوستت دارم
آن که می گوید دوستت دارم

خنیاگر غمگینی ست

که آوازش را از دست داده است.

ای کاش عشق را

زبان سخن بود...

هزار کاکلی شاد

در چشمان توست

هزار قناری خاموش

در گلوی من.

عشق را

ای کاش زبان سخن بود...

آن که می گوید دوستت دارم

دل اندوهگین شبی ست

که مهتابش را می جوید.

ای کاش عشق را

زبان سخن بود...

هزار آفتاب خندان در خرام توست

هزار ستاره ی گریان

در تمنای من.

عشق را

ای کاش زبان سخن بود...


ساعت های دنیا
 

آب هم می تواند شهادت دهد...
آب هم می تواند شهادت دهد...
/

حمیده بی طرف با طرح شهادت آب در جشنواره جوان خوارزمی که نتایج ان بیست و سه آذر ماه امسال اعلام شد جزو 25 نفر رتبه اول کشوری بوده است . - از جه زمانی کار بر روی این طرح را شروع کردی؟ در مدرسه باید یک واحد پروژه می گذراندیم و من آنجا این طرح را شروع کردم و طراحی اینترنتی کار آنجا انجام شد تا اینکه اواخر خرداد ماه فرم های جشنواره خوارزمی توزیع شد و من از همان زمان آزمای های جدی تری را روی طرح آغاز کردم . این طرح چه چیزی را بررسی می کند؟ طرح " شهادت آب " تاثیر انواع صدا نوشته را بر ساختار میکروسکپی مواد بررسی می کند.من تاثیر این صداها و نوشته ها را بر روی یخ ،آلیاژ قلع ،جیوه و سولفات مس مورد آزمایش قرار دادم. موسیقی را به سه دسته موسیقی تنه، سرودهای مسیح (ع ) گرد و با صوت قرآن زاویه دار شده بودند .البته این نتیجه در مورد مواد دیگر با توجه به نوع و ساختارشان تفاوت می کرد اما بر روی همه آنها تاثیرات خاص خودش را داشت .

                                                                                Heavy Metal Music
تاثیر نوشته ها چطور بود؟
نوشته ها را همانطور که گفتم به سه دسته تقسیم کردم و برای اجرای آزمایش از دو نفر با عقاید مختلف خواستم تا مطلبی را بنویسید .این نوشته ها را روی این مواد چسباندم.نوشته ها نیز بر روی مواد مورد آزمایش تاثیر داشتند .یعنی نوشته های مذهبی مانند سوره توحید دانه های یخ را زاویه دار ، نوشته های با مفاهیم خوب مثل محبت و دوستی آنها را گرد و نوشته هایی با مفاهیمی چون کینه کشیده شان کردند.
من در این طرح متوجه شدم که انرژی و احساس شخصی فرد به هنگام نوشتن مطالب بر روی مواد تاثیر دارند. در واقع این مطلب به نوعی به تعالیم دین اسلام هم مربوط است .آن بخش که مسلمانان باور دارند مواد شعور خاص خود را دارند و در روزمحشر می توانند شهادت دهند.
چقدر طول کشید تا این آزمایش به نتیجه برسد و از چه امکاناتی برای انجام این تحقیق استفاده کردی ؟
تقریبا" نه ماه روی "شهادت " کار کردم و منابع مورد استفاده ام هم از اینترنت به دست می آورم . بالاخره اینترنت به نسبت منابع دیگر تحقیق به روز تر گسترده تر است .
قبلا" هم روی چنین طرحی کار شده بود؟
یک بار توسط یک دکتر ژاپنی چنین تحقیقی ا رائه شده است که البته وی فقط تاثیر نوشته را بر روی یخ بررسی کرده است .ضمن اینکه در تحقیق او مفاهیم مذهبی در نظر گرفته نشده است.
در چه مقطعی تحصیل می کنی ؟
من کلاس سوم دبیرستان هستم و رشته ریاضی فیزیک می خوانم .
برای رشته تحصیلی ات در دانشگاه تصمیم گرفته ای؟
هنوز نه .در حال بررسی رشته ها هستم تا یک رشته خوب انتخاب کنم.
حالا که در جشنواره خوارزمی چنین رتبه ای را کسب کرده ای تسهیلات و امتیازاتی به تو تعلق می گیرد؟مثلا" برای کنکور و رفتن دانشگاه ؟
امتیاز خاص به آن شکل نه .البته پسرها از سربازی معاف شدند اما در مورد کنکور امتیاز خاصی برای ما در نظر می گیرند که مثلا" بدون کنکور وارد دانشگاه شویم .در کنکور باید 85 % امتیاز لازم را برای رشته مورد نظرمان کسب کنیم .در این صورت یک امتیاز برای رفتن به دانشگاه برای ما قرار می دهند .
در نظر داری این طرح را ادامه دهی ؟
بله . می خواهم تاثیر این نوشته ها و صداها را بر روی مواد دیگر هم بررسی کنم و در واقع طرح را گسترش دهم.
تحقیق تو در کشورهای خارجی و کنفرانس های دیگر هم مطرح شده ؟ خودم این طرح را برای یکی از کنفرانس ها که در کشور آلمان برگزار می شود فرستاده ام که البته هنوز نتایج آن اعلام نشده و نظری هم در مورد طرحم ارائه نداده اند .
برای اجرای  طرح و تحقیقات از امکانات منطقه خودتان هم استفاده کردی ؟
راستش نه! چون همانطور که گفتم منبع تحقیق من اینترنت بود تا مطالبم جدیدترباشند و به کتابخانه ها ومراکز دیگرمراجعه نکرده ام .

برای اطلاعات بیشتر به سایت http://www.energetic-medicine.net/research/Conciousness%20of%20water.htm رجوع کنید.


فیلم جشن قهرمانی تیم پرسپولیس

فیلم جشن قهرمانی تیم پرسپولیس تهران در هفتمین دوره ی لیگ برتر

 


خودت باش
باش خود خودت باش

بدون تظاهر بدون دو رنگی

با خودت با زندگی ات صادق باش

و به خاطر دیگران وجود متعالی خودت

رو ترک نکن.

خودت باش تا بدونی چه کسی تو رو

به خاطر خودت میخواد.


قلب من
                                         قلب من رو به تو پرواز می کند
مرا ببخش ! از این جرم بزرگ که دوستی است و جنایت ها به مکافات آن رخ می دهد چشم بپوشان ؟ اگر به تو «عزیزم» خطاب کرده ام ، تعجب نکن . خیلی ها هستند که با قلبشان مثل آب یا آتش رفتار می کنند . عارضات زمان ، آن ها را نمی گذارد که از قلبشان اطاعات داشته باشند و هر اراده ی طبیعی را در خودشان خاموش می سازند .
اما من غیر از آن ها و همه ی مردم هستم . هر چه تصادف و سرنوشت و طبیعت به من داده ، به قلبم بخشیده ام . و حالا می خواهم قلب سمج و ناشناس خود را از انزوای خود به طرف تو پرتاب کنم و این خیال مدت ها است که ذهن مرا تسخیر کرده است
می خواهم رنگ سرخی شده ، روی گونه های تو جا بگیرم یا رنگ سیاهی شده ، روی زلف تو بنشینم
 من یک کوه نشین غیر اهلی ، یک نویسنده ی گمنام هستم که همه چیز من با دیگران مخالف و تمام ارده ی من با خیال دهقانی تو ، که بره و مرغ نگاهداری می کنید متناسب است
 بزرگ تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم ، به تو خواهم گفت چه طور
 اما هیهات که بخت من و بیگانگی من با دنیا ، امید نوازش تو را به من نمی دهد ، آن جا در اعماق تاریکی وحشتنک خیال و گذشته است که من سرنوشت نامساعد خود را تماشا می کنم
دوست کوه نشین تو 
               

 

 

                                                                    

 


کمی تامل...
 

كوسه اي را در مخزن زندگيتان بياندازيد تا رفته رفته پيشرفت را نظاره گر باشيد !

منبع : www.Persian-Star.org

ژاپنيها عاشق ماهى تازه هستند. اما آبهاى اطراف ژاپن سالهاست که ماهى تازه ندارد. بنابر اين براى غذا رساندن به جمعيت ژاپن قايقهاى ماهيگيرى، بزرگتر شدند و مسافت هاى دورترى را پيمودند. ماهى گيران هر چه مسافت طولاني ترى را طى مى کردند به همان ميزان آوردن ماهى تازه بيشتر زمان را به خود اختصاص مي داد .
اگر بازگشت بيش از چند روز طول مى کشيد ماهيها ديگر تازه نبودند و ژاپنيها مزه اين ماهى را دوست نداشتند .
بـراى حـل ايـن مـساله، شـرکتـهاى مـاهـيگـيرى فـريزرهايى در قايقهايشان تعبيه کردند. آنها ماهيها را مى گرفتند و آنها را روى دريا منجمد مى کردند.
فريزرها اين امکان را براى قايقها و ماهيگيران ايجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولاني ترى را روى آب بمانند .
اما ژاپنيها مزه ماهى تازه و منجمد را متوجه مى شدند و مزه ماهى يخ زده را دوست نداشتند.
بـنابرايـن شرکتهاى ماهيگيرى مخزن هايى را در قايقها کار گذاشتند و ماهيها را در مخازن آب نگهدارى مى کردند .
ماهيها پس از کمى تقلا آرام مى شدند و حرکت نمى کردند. آنها خسته و بى رمق، اما زنده بودند .
متاسفانه ژاپنيها هنوز هم مى توانستند تفاوت مزه را تشخيص دهند .
زيرا ماهيها روزها حرکت نکرده و مزه ماهى تازه را از دست داده بودند .
باز هم ژاپنيها مزه ماهى تازه را نسبت به ماهى بى حال و تنبل ترجيح مى دادند .
پس شرکتهاى ماهيگيرى به گونه اى بايد اين مساله را حل مى کردند .
آنها چطور مى توانستند ماهى تازه بگيرند ؟
اگر شما مشاور صنايع ماهى گيرى بوديد چه پيشنهادى مى داديد ؟
چطور ژاپنيها ماهيها را تازه نگه مى دارند؟
بـراى نـگه داشـتن مـاهـى تازه شرکتهاى ماهيگيرى ژاپن هنوز هم از مخازن نگهدارى ماهى در قايقها استفاده مى کنند اما حالا آنها يک کوسه کوچک به داخل هر مخزن مى اندازند .
کوسه چند تايى از ماهى ها را مى خورد اما بيشتر ماهيها با وضعيتى بسيار سرزنده به مقصد مى رسند. زيرا ماهيها براي مقابله با خطر كه همان شكار نشدن توسط كوسه بود تلاش کرده اند .

توصيه : 
به جاى دورى جستن از مشکلات به ميان آنها شيرجه بزنيد . 
از بازى با زندگي هر چند ناخوشايند (البته در بعضي مواقع) لذت ببريد . 
اگر مشکلات و تلاشهايتان بيش از حد بزرگ و بيشمار هستند تسليم نشويد، ضعف شما را خسته مى کند. به جاى آن مشکل را تشخيص دهيد . 
عزم بيشتر و دانش بيشتر داشته و کمک بيشترى دريافت کنيد .
اگر به اهدافتان دست يافتيد اهداف بزرگترى را براى خود تعيين کنيد .
 زمانى که نيازهاى خود و خانواده تان را بر طرف کرديد براى حل اهداف گروه، جامعه و حتى نوع بشر اقدام کنيد . 
پس از کسب موفقيت آرام نگيريد. شما مهارتهايى داريد که مى توانيد با آن تغييرات و تفاوتهايى را در دنيا ايجاد کنيد .
در مخزن زندگيتان کوسه اى بيندازيد و ببينيد که واقعاً چقدر مى توانيد دورتر برويد .
اين مساله را رون هوبارد در اوايل سالهاى ١٩٥٠ دريافت .
«بشر تنها در مواجهه با محيط چالش انگيز است که به صورت غريبى پيشرفت مى کند.»

 

یادتون اومد؟؟؟

پ.ن: فعلا اوضاع خیطه!!!!به همین خاطر تا اطلاع ثانوی قرمز یا هر رنگی که دلتون میخواد(البته به جز آبی) باشید!!!!!!!!!!!!


بدون شرح
 

تن ماهی جدید...

منبع : www.Persian-Star.org

 

یکی ازین اجزا گم شن چی کار کنیم...

منبع : www.Persian-Star.org

 

نفهمیدم هزینه ی پارکبانو پرداخته یا نه؟!

منبع : www.Persian-Star.org

 


صداي پاي آب...

اهل كاشانم

روزگارم بد نيست

تكه ناني دارم ، خرده هوشي ، سر سوزن ذوقي .

مادري دارم ، بهتر از برگ درخت .

دوستاني ، بهتر از آب روان .

*****

و خدايي كه در اين نزديكي است :

لاي اين شب بوها ، پاي آن كاج بلند.

روي آگاهي آب ، روي قانون گياه .

*****

من مسلمانم .

قبله ام يك گل سرخ .

جانمازم چشمه ، مهرم نور .

دشت سجاده من .

من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم

در نمازم جريان دارد ماه ، جريان دارد طيف .

سنگ از پشت نمازم پيداست :

همه ذرات نمازم متبلور شده است .

من نمازم را وقتي مي خوانم

كه اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته سرو

من نمازم را ، پي (( تكبيرة الاحرام )) علف مي خوانم

پي (( قد قامت )) موج .

*****

كعبه ام بر لب آب

كعبه ام زير اقاقي هاست .

كعبه ام مثل نسيم ، مي رود باغ به باغ ، مي رود شهربه شهر

(( حجر الاسود )) من روشني باغچه است .

*****

اهل كاشانم

پيشه ام نقاشي است

گاه گاهي قفسي مي سازم با رنگ ، مي فروشم به شما

تا به آواز شقايق كه در آن زنداني است

دل تنهايي تان تازه شود .

چه خيالي ، چه خيالي ، ... مي دانم

پرده ام بي جان است .

خوب مي دانم ، حوض نقاشي من بي ماهي است .

*****

اهل كاشانم .

نسبم شايد برسد .

به گياهي در هند ، به سفالينه اي از خاك (( سيلك )).

نسبم شايد ، به زني فاحشه در شهر بخارا برسد .

*****

پدرم پشت دوبار آمدن چلچله ها ، پشت دو برف ،

پدرم پشت دو خوابيدن در مهتابي ،

پدرم پشت زمان ها مرده است .

پدرم وقتي مرد ، آسمان آبي بود ،

مادرم بي خبر از خواب پريد ، خواهرم زيبا شد .

پدرم وقتي مرد ، پاسبان ها همه شاعر بودند .

مرد بقال ازمن پرسيد: چند من خربزه مي خواهي ؟

من ازاو پرسيدم : دل خوش سيري چند ؟

*****

پدرم نقاشي مي كرد .

تار هم مي ساخت ، تار هم مي زد .

خط خوبي هم داشت .

*****

باغ ما در طرف سايه دانايي بود .

باغ ما جاي گره خوردن احساس و گياه ،

باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس آينه بود .

باغ ما شايد ، قوسي از دايره سبز سعادت بود .

ميوه كال خدا را آن روز ، مي جويم در خواب .

آب بي فلسفه مي خوردم .

توت بي دانش مي چيدم .

تا اناري تركي بر مي داشت . دست فواره خواهش مي شد .

تا چلويي مي خواند ، سينه از ذوق شنيدن مي سوخت .

گاه تنهايي ، صورتش را به پس پنجره مي چسبانيد .

*****

شوق مي آمد ، دست در گردن حس مي انداخت .

فكر ، بازي مي كرد

زندگي چيزي بود . مثل يك بارش عيد ، يك چنار پر سار .

زندگي در آن وقت ، صفي از نور و عروسك بود .

يك بغل آزادي بود .

زندگي در آن وقت ، حوض موسيقي بود .

*****

طفل پاورچين پاورچين ،  دور شد كم كم در كوچه سنجاقكها

بار خود را بستم ، رفتم از شهر خيالات سبك بيرون

دلم از غربت سنجاقك پر

*****

من به مهماني دنيا رفتم

من به دشت اندوه

من به باغ عرفان

من به ايوان چراغاني دانش رفتم

رفتم از پله مذهب بالا .

تا ته كوچه شك ،

تا هواي خنك استغنا ،

تا شب خيس محبت رفتم .

من به ديدار كسي رفتم در آن سر عشق .

رفتم . رفتم تا زن ،

تا چراغ لذت ،

تا سكوت خواهش ،

تا صداي پر تنهايي .

*****

چيزها ديدم در روي زمين :

كودكي ديدم . ماه را بو مي كرد .

قفسي بي در ديدم كه در آن ، روشني پرپر مي زد .

نردباني كه از آن ، عشق مي رفت به بام ملكوت .

من زني را ديدم ، نور در هاون مي كوبيد .

ظهر در سفره آنان نان بود ، سبزي دور شبنم بود ،

كاسه داغ محبت بود .

من گدايي ديدم ، در به درمي رفت آواز چكاوك مي خواست

و سپوري كه به يك پوسته خربزه مي برد نماز

*****

بره اي را ديدم ، بادبادك مي خورد

من الاغي ديدم ، يونجه را مي فهميد

در چرا گاه (( نصيحت )) گاوي ديدم سبز

شاعري ديدم هنگام خطاب ، به گل سوسن مي گفت : (( شما ))

*****

من كتابي ديدم ، واژه هايش همه از جنس بلور

كاغذي ديدم ، از جنس بهار .

موزه اي ديدم ، دور از سبزه

مسجدي دور از آب

سر بالين فقيهي نوميد ، كوزه اي ديدم لبريز سئوال

*****

قاطري ديدم بارش (( انشاء ))

اشتري ديدم بارش سبد خالي (( پند و امثال )) .

عارفي ديدم بارش ((  تنناها ياهو ))

*****

من قطاري ديدم ، روشنايي مي برد .

من قطاري ديدم ، فقه مي برد و چه سنگين مي رفت .

من قطاري ديدم .كه سياست مي برد ( و چه خالي مي رفت . )

من قطاري ديدم ، تخم نيلوفر و آواز قناري مي برد .

و هواپيمايي ، كه در آن اوج هزاران پايي

خاك از شيشه آن پيدا بود :

كاكل پوپك ،

خالهاي پر پروانه ،

عكس غوكي در حوض

و عبور مگس از كوچه تنهايي .

خواهش روشن يك گنجشك ،وقتي از روي چناري به

زمين مي آيد .

و بلوغ خورشيد .

و هم آغوشي زيباي عروسك با صبح .

*****

پله هايي كه به گلخانه شهوت مي رفت .

پله هايي كه به سردابه الكل مي رفت .

پله هايي كه به بام اشراق

پله هايي به سكوي تجلي مي رفت

*****

مادرم آن پائين

استكانها را در خاطره شط مي شست

*****

شهر پيدا بود

رويش هندسي سيمان ، آهن ، سنگ

سقف بي كفتر صدها اتوبوس

گل فروشي گلهايش را مي كرد حراج

در ميان دو درخت گل ياس ، شاعري تابي بست

كودكي هسته زرد الويي روي سجاده بيرنگ پدر تف مي كرد

و بزي از (( خزر )) نقشه جغرافي آب مي خورد

*****

بند رختي پيدا بود : سينه بندي بي تاب

چرخ يك گاريچي در حسرت واماندن اسب

اسب در حسرت خوابيدن گاريچي

مرد گاريچي در حسرت مرگ

*****

جشن پيدا بود ، موج پيدا بود

برف پيدا بود دوستي پيدابود

كلمه پيدا بود

آب پيدا بود ، عكس اشيا در آب

سايه گاه خنك ياخته ها در تف خون

سمت مرطوب حياط

شرق اندوه نهاد بشري

فصل ول گردي در كوچه زن

بوي تنهايي در كوچه فصل .

دست تابستان يك بادبزن پيدا بود .

*****

سفر دانه به گل .

سفر پيچك اين خانه به آن خانه .

سفر ماه به حوض .

فوران گل حسرت از خاك .

ريزش تاك جوان از ديوار .

بارش شبنم روي پل خواب .

پرش شادي از خندق مرگ .

گذر حادثــه از پشت كلام  .

*****

جنگ يك روزنه با خواهش نور .

جنگ يك پله با پاي بلند خورشيد .

جنگ تنهايي با يك آواز .

جنگ زيباي گلابي ها با خالي يك زنبيل .

جنگ خونين انار و دندان .

جنگ (( نازي )) ها با ساقه ناز .

جنگ طوطي و فصاحت با هم .

جنگ پيشاني با سردي مهر .

*****

حمله كاشي مسجد به سجود .

حمله باد به معراج حباب صابون .

حمله لشگر پروانه به بنامه (( دفع آفات )) .

حمله دسته سنجاقك ، به صف كارگر (( لوله كشي )) .

حمله هنگ سياه قلم ني به حروف سربي .

حمله واژه به فك شاعر .

*****

فتح يك قرن به دست يك شعر .

 فتح يك باغ به دست يك سار .

فتح يك كوچه به دست دو سلام .

فتح يك شهر به دست سه چهار اسب سوار چوبي .

فتح يك عيد به دست دو عروسگ ، يك توپ

*****

قتل يك جغجغه روي تشك بعد از ظهر

قتل يك قصه سر كوچه خواب

قتل يك غصه به دستور سرود

قتل مهتاب به فرمان نئون

قتل يك بيد به دست (( دولت ))

قتل يك شاعر افسرده به دست گل سرخ

همه روي زمين پيدا بود

نظم در كوچه يونان مي رفت

جغد در (( باغ معلق )) مي خواند

باد در گردنه خيبر ، بافه اي از خس تاريخ به

خاور مي راند

روي درياچه آرام (( نگين )) قايقي گل مي برد

در بنارس سر هر كوچه چراغي ابدي روشن بود

*****

مردمان را ديدم

شهرها را ديدم

دشت ها را ، كوهها را ديدم

آب را ديدم ، خاك را ديدم

نورو ظلمت را ديدم

و گياهان را در نور ، و گياهان را د رظلمت ديدم

جانورها را در نور ، جانور ها را در ظلمت ديدم

و بشر را در نور ، و بشر را در ظلمت ديدم

*****

اهل كاشانم اما

شهر من كاشان نيست .

شهر من گم شده است .

من با تاب ، من با تب

خانه اي در طرف ديگر شب ساخته ام .

*****

من در اين خانه به گم نامي نمناك علف نزديكم .

من صداي نفس باغچه را مي شنوم

و صداي ظلمت را ، وقتي از برگي مي ريزد .

و صداي ، سرفه روشني از پشت درخت ،

عطسه آب از هر رخنه سنگ ،

چكچك چلچله از سقف بهار.

و صداي صاف ، باز و بسته شدن پنجره تنهايي .

و صداي پاك ، پوست انداختن مبهم عشق،

متراكم شدن ذوق پريدن در بال

و ترك خوردن خودداري روح .

من صداي قدم خواهش را مي شنوم

و صداي ، پاي قانوني خون را در رگ .

ضربان سحر چاه كبوترها ،

تپش قلب شب آدينه ،

جريان گل ميخك در فكر

شيهه پاك حقيقت از دور .

من صداي كفش ايمان را در كوچه شوق

و صداي باران را ، روي پلك تر عشق

روي موسيقي غمناك بلوغ

روي آواز انار ستان ها

و صداي متلاشي شدن شيشه شادي در شب

پاره پاره شدن كاغذ زيبايي

پرو خالي شدن كاسه غربت از باد

*****

من به آغاز زمين نزديكم

نبض گل ها را مي گيرم

آشنا هستم با ، سرنوشت تر آب ، عادت سبز درخت

*****

روح من در جهت تازه اشياء جاري است .

روح من كم سال است .

روح من گاهي از شوق ، سرفه اش ميگيرد .

روح من بيكار است :

قطره هاي باران را ، درز آجرها را ، مي شمارد .

روح من گاهي ، مثل يك سنگ سر راه حقيقت دارد

*****

من نديدم دو صنوبر را با هم دشمن .

من نديدم بيدي ، سايه اش را بفروشد به زمين .

رايگان مي بخشد ، نارون شاخه خود را به كلاغ .

هر كجا برگي هست ، شوق من مي شكفد .

بوته خشخاشي ، شست و شو داده مرا در سيلان بودن .

*****

مثل بال حشره وزن سحر را مي دانم .

مثل يك گلدان ، مي دهم گوش به موسيقي روييدن .

مثل زنبيل پر از ميوه تب تند رسيدن دارم .

مثل يك ميكده در مرز كسالت هستم .

مثل يك ساختمان لب دريا نگرانم به كشش هاي بلند ابري

تابخواهي خورشيد ، تا بخواهي پيوند ، تا بخواهي تكثير

*****

من به سيبي خشنودم

و به بوئيدن يك بوته بابونه .

من به يك آينه ، يك بستگي پاك قناعت دارم .

من نمي خندم اگر بادكنك مي تركد .

و نمي خندم اگر فلسفه اي ، ماه را نصف كند .

من صداي پر بلدرچين را ، مي شناسم ،

رنگ هاي شكم هوبره را ، اثر پاي بز كوهي را .

خوب مي دانم ريواس كجا مي رويد .

سار كي مي آيد ، كبك كي مي خواند ، باز كي مي ميرد .

ماه در خواب بيابان چيست ،

مرگ در ساقه خواهش

و تمشك لذت ، زير دندان هم آغوشي.

*****

زندگي رسم خوشايندي است .

زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ ،

پرشي دارد اندازه عشق .

زندگي چيزي نيست ، كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود.

زندگي جذبه دستي است كه مي چيند .

زندگي نوبر انجير سياه ، در دهان گس تابستان است .

زندگي ، بعد درخت است به چشم حشره .

زندگي تجربه شب پره در تاريكي است .

زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد.

زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد.

زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست .

خبر رفتن موشك به فضا ،

لمس تنهايي (( ماه )) ،

فكر بوييدن گل در كره اي ديگر .

*****

زندگي  شستن يك بشقاب است .

زندگي يافتن سكه دهشاهي در جوي خيابان است .

 زندگي  (( مجذور )) آينه است .

زندگي گل به (( توان )) ابديت ،

زندگي (( ضرب )) زمين د رضربان دل ها،

زندگي (( هندسه )) ساده و يكسان نفس هاست .

*****

هر كجا هستم ، باشم ،

آسمان مال من است .

پنجره ، فكر ، هوا ، عشق ، زمين مال من است .

چه اهميت دارد

گاه اگر مي رويند

قارچ هاي غربت ؟

 *****

من نمي دانم

كه چرا مي گويند : اسب حيوان نجيبي است ،

 كبوتر زيباست .

و چرا در قفس هيچكسي كركس نيست

گل شبدر چه كم از لاله قرمز دارد.

چشم ها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد

واژه را بايد شست .

واژه بايد خود باد ، واژه بايد خود باران باشد

چتر را بايد بست ،

زير باران بايد رفت .

فكر را ، خاطره را ، زير باران بايد برد .

با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت .

دوست را ، زير باران بايد جست .

زير باران بايد با زن خوابيد .

زير باران بايد بازي كرد .

زير باران بايد چيز نوشت ، حرف زد . نيلوفر كاشت ، زندگي تر شدن پي درپي،

زندگي آب تني كردن در حوضچه (( اكنون )) است .

*****

رخت ها را بكنيم :

آب در يك قدمي است

روشني را بچشيم .

شب يك دهكده را وزن كنيم . خواب يك آهو را .

گرمي لانه لك لك را ادراك كنيم .

روي قانون چمن پا نگذاريم

در موستان گره ذايقه را باز كنيم .

و دهان را بگشائيم اگر ماه در آمد .

و نگوئيم كه شب چيز بدي است .

و نگوئيم كه شب تاب ندارد خبر از بينش باغ .

و بيارايم سبد

ببريم اينهمه سرخ ، اين همه سبز .

*****

صبح ها نان و پنيرك بخوريم

و بكاريم نهالي سر هرپيچ كلام .

و بپاشيم ميان دو هجا تخم سكوت .

و نخوانيم كتابي كه در آن باد نمي آيد

و كتابي كه در آن پوست شبنم تر نيست

و كتابي كه در آن ياخته ها بي بعدند .

و نخواهيم مگس از سر انگشت طبيعت بپرد .

و نخواهيم پلنگ از در خلقت برود بيرون .

و بدانيم اگر كرم نبود ، زندگي چيزي كم داشت .

و اگر خنج نبود، لطمه مي خورد به قانون درخت .

و اگر مرك نبود ، دست ما در پي چيزي مي گشت .

و بدانيم اگر نور نبود ، منطق زنده پرواز دگرگون مي شد .

و بدانيم كه پيش از مرجان ، خلائي بود در انديشه درياها

و نپرسيم كجاييم ،

بو كنيم اطلسي تازه بيمارستان را .

و نپرسيم كه فواره اقبال كجاست .

و نپرسيم كه پدرها ي پدرها چه نسيمي . چه شبي داشته اند .

پشت سرنيست فضايي زنده .

پشت سر مرغ نمي خواند .

پشت سر باد نمي آيد .

پشت سرپنجره سبز صنوبر بسته است .

پشت سرروي همه فرفره ها خاك نشسته است .

پشت سرخستگي تاريخ است .

پشت سرخاطره موج به ساحل صدف سرد سكون مي ريزد .

*****

لب دريا برويم ،

تور در آب بيندازيم

و بگيريم طراوت از آب .

ريگي از روي زمين برداريم

وزن بودن را احساس كنيم

*****

بد نگوئيم به مهتاب اگر تب داريم

( ديده ام گاهي در تب ، ماه مي آيد پايين ،

مي رسد دست به سقف ملكوت .

ديده ام ، سهره بهتر مي خواند .

گاه زخمي كه به پا داشته ام

زير و بم هاي زمين را به من آموخته است .

گاه در بستر بيماري من ، حجم گل چند برابرشده است .

و فزون تر شده است ،  قطر نارنج ، شعاع فانوس . )

و نترسيم از مرگ

مرگ پايان كبوتر نيست .

مرگ وارونه يك زنجره نيست .

مرگ در ذهن اقاقي جاري است .

مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد .

مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن مي گويد .

مرگ با خوشه انگور مي آيد به دهان .

مرگ در حنجره سرخ ـ گلو مي خواند .

مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است .

مرگ گاهي ريحان مي چيند .

مرگ گاهي ودكا مي نوشد .

گاه در سايه نشسته است به ما مي نگرد .

و همه مي دانيم

ريه هاي لذت ، پر از اكسيژن مرگ است . )

در نبنديم به روي سخن زنده تقدير كه از پشت چپرهاي صدا مي شنويم .

*****

پرده را برداريم :

بگذاريم كه احساس هوايي بخورد .

بگذاريم بلوغ ، زير هر بوته كه مي خواهد بيتوته كند .

بگذاريم غريزه پي بازي  برود .

كفش ها را بكند . و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد .

بگذاريم كه تنهايي آواز بخواند .

چيز بنويسد و

به خيابان برود .

ساده باشيم .

ساده باشيم چه در باجه يك بانك چه در زير درخت .

*****

كار ما نيست شناسايي  (( راز )) گل سرخ .

كار ما شايد اين است

كه در (( افسون )) گل سرخ شناور باشيم .

پشت دانايي اردو بزنيم .

دست در جذبه يك برگ بشوييم و سر خوان برويم .

صبح ها وقتي خورشيد ، در مي آيد متولد بشويم .

هيجان را پرواز دهيم .

روي ادراك فضا ، رنگ ، صدا ، پنجره گل نم بزنيم .

آسمان را بنشانيم ميان دو هجاي (( هستي )) .

ريه را از ابديت پر و خالي بكنيم .

بار دانش را از دوش پرستو به زمين بگذاريم .

نام را باز ستانيم از ابر ،

ازچنار ، از پشه ، از تابستان .

روي پاي تر باران به بلندي محبت برويم .

در به روي بشر و نور و گياه و حشره باز كنيم .

 

كار ما شايد اين است

كه ميان گل نيلوفر و قرن

پي آواز حقيقت بدويم .

                                                                                     (( كاشان ، قريه چنار ، تابستان 1343 ))


تو رامن چشم در راهم

تو رامن چشم در راهم نه مثل شعر نیمایی

شباهنگام و در ماتم میان خواب رویایی

نه درشاخ تلاجن ها نه در یک سایه ی سنگین

نه با یک قلب افسرده به زیر چرخ مینایی

تو را من چشم در راهم سحر پهلوی نیلوفر

کنار بستر شب بو تو هم از شرق می آیی

همیشه با خودم هستی میان چشم و در سینه

تو را هر لحظه می فهمم تو یک احساس زیبایی

میان چشم پر اشکت تو غرقم کردی و رفتی

ولی من زندگی کردم در آن چشم اهورایی

دلم می خواهد از راهی که رفتی باز گردی

نه صبر و طاقتی مانده نه امیدی به فردایی

فقط این بار می پرسم جوابش را نمی خواهم

تو را من چشم در راهم چرا آخر نمی آیی؟


افسوس
آواز

دلم تنگ است

دلم تنگ است و دارم آرزوی گریه ای

                                                   شیرین

ولی

                       افسوس

                                           اشکم نیست!


چشمان تو عشق
امشب    اره امشب

به یادت اشک می ریزم واشک را بر  بال فرشتگان

به مقصد بهشت                  می فرستم                         اما امشب هم مثل هر شب اشک هایم.

بر گشت می خورند !

کاش  چشمان  تو  را  در  خواب میدیدم  که  سجده  بر  چشمان  تو  عشق  است...

اه می دانی من تو رو

در تو جستجو کردم!!! 


جادوی ماندگاران
گذشتی از من هرگز گمان نمی کردم......              که دست میشود انسان ز دوست داران شست......

امان ندارد زمان تا نشان دهیم که دست                هنوز می شود از جان... به جای یاران شست

تو ان مقدس بی مرگ تن درون چشمه جادوی ماندگاران شست......

تو ان کلام که از دفتر همیشه من ترا نخواهد باران روزگاران شست......

 


شقایق
تا شقایق هست زندگی باید کرد....

 


کویر لوت در بیرجند...
 

شهر زیرزمینی شگفت انگیز درجزیره کیش
شهر زیرزمینی شگفت انگیز تاریخی درجزیره کیش با قدمت۲۵۰۰ سال، آب شیرین قابل شرب ساکنان جزیره را تاْمین میکرده است. شهر کاریز ۱۶متری زیر زمین قرار دارد. سقف آن ۸ متر ارتفاع و پر ازسنگواره،صدف و مرجانهایی است که با نظر کار شناسی ۲۷۰ تا ۵۷۰ میلیون سال قدمت داردو تک تک آن شناسایی و دارای شناسنامه رسمی میباشد.

 

 

 شهر زیر زمینی واقع در سواحل شمالی کیش

 

 

 

 

 

 

 

 منبع از سایت مهر


خلیج فارس از نگاهی دیگر
Snow in Iran and Turkey - MODIS (January 25, 2002)  Persian Gulf (MODIS)Persian Gulf - NASA (April 2, 2000) Strait of Hormuz Strait of Hormuz
N. and S. Zagros Ranges & Persian Gulf - NASA (April 25, 2002)
موضوعات
بیا و ببین
آرشيو مطالب
» تیر 1388
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
لينک روزانه


آثار سعید کرمانی

موسیقی فارسی و آهنگ ایرانی
سایت رسمی فیفا
گیم اینترنتی
سایتی مخصوص چت
اهنگ های کامران و هومن
همه چیز از همه چیز
علي دايي
کلیپ های دیدنی دوربین مخفی
خراشاد
پخش زنده سيما
سایت پیروزی
سایت تیم آ ث میلان
سایت گل
نتایج زنده فوتبال
شبکه یک سیما
قالب وبلاگ

امکانات

آمار سايت :

سايت هاي مرتبط با ما
بازديد کل:




لوگو وبلاگ
بدون شرح ....!!!



لوگو دوستان

قالب وبلاگ
صفحه نخست | آرشيو مطالب | تماس با ما | قالب وبلاگ
Copyright © 2007 ebyzebel AND Design by www.ParsTheme.com

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا